شهادت مادر شیعیان تسلیت باد!

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۸ام اردیبهشت ۱۳۸۹

بخشی از منابع روایی ما به تاریخ حضرات معصومین(ع) اختصاص دارد.

چه خوب است در مطالعات تاریخی، به این منابع دست اول نیز توجه کنیم.

دو روایت زیر از جلد ۴۳ کتاب شریف «بحارالأنوار»، باب ۷، صفحه ۲۱۰ انتخاب شده است.

ابتدا نگاهی به ترجمه‏های موجود انداختم و متوجه شدم با متن فاصله بسیاری دارند. از این روی تصمیم گرفتم روایات را دوباره به فارسی برگردانم. اما پس کمی تلاش! این نتیجه حاصل شد که حق با مترجمین است، چرا که اساسا نمی‏شود چنین متونی را، آن‏گونه که حق مطلب اداء شود، به فارسی ترجمه نمود.

و اینک بشنوید! روضه مظلومیت اهل بیت رسالت را، پس از رحلت نبیّ مکرم اسلام(ص)، از زبان أمیرالمؤمنین علی(ع):

ادامه مطلب …

پاسخ به یک اشکال

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۴ام اسفند ۱۳۸۸

جناب آقای دکتر سبزه‏پرور در پاسخ به مطلب پیشین، انتقاداتی را به پست الکترونیک شخصی بنده ارسال کردند.

بنده نیز در پاسخ به ایشان چند سطری نگاشتم. فکر می‏کنم درج آن در وبلاگ می‏تواند مفید باشد تا بحث روشن‏تر شود و شاید سایر دوستان را به مشارکت ترغیب نماید.

ادامه مطلب …

روایتی دیگر از این روزها … (۳)

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۸ام آذر ۱۳۸۸

قسمت اول.

قسمت دوم.

ادامه پست پیشین:

***

در میان راه وقایع زیادی رخ داد. تا نیمه‏ی راه بلکه تا دو سوم راه هنوز سیمای حرکت اباعبدالله این بود که مردم کوفه از او دعوت کرده‏اند. اباعبدالله و یاران و اصحابشان می‏آیند به کوفه تا آن‏جا فرمانروا بشوند. ولی در منزل ثعلبیه دو نفر آمدند خدمت امام عرض کردند ما خبری داریم. علانیه بگوییم یا در جلسه‏ی سری؟ فرمود نه، من چیز سری ندارم از اصحاب و یاران خودم، علانیه بگویید. گفتند ما در کمی پیش از این‏که به این‏جا برسیم به یکی از مسافران که از کوفه می‏آمد برخورد کردیم. مرد بسیار مورد اعتمادی است. گفت من از کوفه بیرون آمدم در حالی که مسلم بن عقیل، نماینده‏ی حسین، هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر، بزرگ‏ترین و سرشناس‏ترین حامیان حسین در کوفه کشته شدند. حضرت فرمود: انا لله و انا الیه راجعون.

ادامه مطلب …

روایتی دیگر از این روزها … (۲)

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۷ام آذر ۱۳۸۸

قسمت اول.

ادامه پست پیشین:

***

دو سه نفر از عقلای مدینه با معاویه ملاقات کردند. گفتند: این راهی که تو می‏روی راه درستی نیست. تو نمی‏توانی با تهدید و زور با این چهار نفر مقابله کنی. هر چند این چهار نفر الان نه حکومت در دستشان هست، نه سپاه دارند، نه لشکر دارند، هیچ چیز ندارند. اما استخوان و شخصیت آن‏ها تو را خرد می‏کند. صلاح در این است که بیش از این سر به سر این‏ها نگذاری. برو حج و برگرد. ولی معاویه از آن‏هایی بود که وقتی دنبال یک هدف را می‏گرفت، از هیچ‏کاری فروگذار نمی‏کرد تا به هدف برسد. آمد مکه. در مکه که یک مجمع بزرگ اسلامی بود معاویه باز با این چهار نفر برخورد کرد. در آن‏جا خیلی به آن‏ها خوش آمد گفت. خیلی محبت کرد. خیلی احترام کرد. خودش اسب و نوکر فرستاد از آن‏ها خواهش کرد به مجلس معاویه بیایند. این چهار نفر دیدند سیاست معاویه عوض شده، در مدینه با آن خشونت و تلخی و گستاخی، در مکه با این رویه‏ی نرم و آرام! چه خبر شده؟ چهار نفری با هم جلسه کردند. گفتند کاسه‏ای زیر نیم‏کاسه است. باید ما قبلاً خودمان را برای برخورد با معاویه آماده کنیم. معاویه اتفاقاً به فاصله‏ی کمی از این چهار نفر دعوت کرد که در یک جلسه‏ی خصوصی با او ملاقات کنند.

ادامه مطلب …

روایتی دیگر از این روزها … (۱)

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۹ام آبان ۱۳۸۸

آنچه پیش‏روی دارید، روایتی دیگر است ار این روزها …

از زبان شهید مظلوم، محمدحسین حسینی بهشتی

به خاطر طولانی بودن متن، آن‏را در سه قسمت عرضه می‏کنم.

زبان داستان‏گونه متن ملال‏آور نیست! امیدوارم تا آخر همراه باشید.

شهید بهشتی

***

بسم الله الرحمن الرحیم؛ الحمدلله رب العالمین، فاطر السماوات و الأرضین و الصلوه و السلام علی جمیع انبیائه و رسله و هداه خلقه، سیما عبده و رسوله الی خلقه و أمین وحیه، سید المرسلین و خاتم النبیین، مولانا أبی القاسم محمد و علی آله و أصحابه سیما الأئمه الهداه من أهل بیته و السلام علی عباده الصالحین.

بحثی است من مخصوصاً برای اینکه کسانی که کمتر آشنایی دارند، بخصوص نونهالانمان که تازگی با این مسائل آشنایی دارند قبلاً خلاصه‏ای از آنچه تاریخ کربلا نامیده می‏شود عرض کنم تا بعد به بررسی مطلب برسم و بحث اصلی‏مان.

ادامه مطلب …


یادداشت‏‌های یک طلبه دارای حق کپی رایت می باشد .