عقل چراغ است، راه نیست.

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۸ام اسفند ۱۳۹۰
عقل نورافکن بسیار قوی و خوبی است، اما هرگز انسان با نورافکن به مقصد نمی‎رسد. انسان وقتی به مقصد می‎رسد که با یک دست نورافکن قوی داشته باشد و با یک دست دیگر آن صراط مستقیم را که نورافکن راهنمایی کرد تمسک کند. این عقل که چراغ است برای اینکه راه را به انسان نشان بدهد. پس عقل چراغ است راه نیست.

ادامه مطلب …

یعلّمکم مّا لم تکونوا تعلمون

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۲ام اسفند ۱۳۹۰

یعنی خدای سبحان که شما را به کتاب و حکمت عالم می‎کند، چیزی یادتان می‎دهد که شما نمی‎توانید یاد بگیرید. نه در گذشته نمی‎دانستید، بلکه اگر هم کتاب و حکمت نمی‎آمد، شما آن نبودید که یاد بگیرید. یک وقت می‎فرماید به اینکه ما چیزهایی را به شما یاد دادیم که قبلا نمی‎دانستید.

ادامه مطلب …

اصلا تا تزکیه نباشد تعلیم نیست!

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۷ام اسفند ۱۳۹۰

تزکیه غیر از تدریس اخلاق است. یک وقت کسی درس فقه می‎گوید، یک وقت درس اخلاق می‎گوید، این تعلیم فقه و اخلاق است نه تزکیه. یک وقت عملا این‎ها را وادار می‎کند به وارستگی. فرمود از این‎ها زکات بگیر این‎ها را پاک کن. از این‎ها صدقات واجبه را دریافت کن این‎ها را تطهیر کن.

ادامه مطلب …

توحید حق، سر آغاز حکمت است.

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۰ام اسفند ۱۳۹۰

فرمود به شما حکمت می‎دهیم. این حکمت چیست؟ خدای سبحان وقتی دنیا را معرفی می‎کند، به همه مزایایی که در دنیا هست می‎فرماید «مَتَاعُ الدَّنْیَا قَلِیلٌ»(النساء ۷۷)، اندک است. بعد وقتی سخن از حکمت به میان می‎آید می‎فرماید به اینکه «یُؤتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ»(البقره ۲۶۹) که همه این‎ها با فعل مجهول ذکر می‎شود، یعنی این چنین نیست که کسی درس بخواند حکیم بشود. حکمت را باید خدا بدهد.

ادامه مطلب …

تزکیه، مقدمه معرفت الهی

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۷ام بهمن ۱۳۹۰

پس هر تزکیه‎‏‏ای مقدم بر تعلیم است. اما خیلی از چیزهاست که به وسیله تزکیه نصیب انسان می‎‏‏شود، آن دیگر علمی نیست که در کتاب‎‏‏ها و با گفتن‎‏‏ها و با شنیدن‎‏‏ها نصیب انسان بشود. اگر فرمود «إِنْ تَتَّقُوا الله یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»(الأنفال ۲۹) یعنی اگر شما وارسته باشید یک سلسله علومی که فارق بین حق و باطل است به شما مرحمت می‎‏‏کنیم، روی این جهت است. آن علم محصول تزکیه است، این تزکیه حاصل شجره علم است، آن علم خیلی بهتر از این است، چون اساس، علم است.

ادامه مطلب …

تعلیم کتاب و حکمت، مقدمه تزکیه

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۹ام دی ۱۳۹۰

انسان تا نداند که وارستگی نیست! خیلی از اموری که انسان نمی‎‏‏داند که از کجا وسوسه می‎‏‏شود و از کجا دارد تیر می‎‏‏خورد تا خودش را تهذیب کند. تا انسان حلال و حرام خدا را نداند، تا واجب و مستحب و مکروه را نداند، تا روح را نشناسد، قوای روح را نشناسد، سود و زیان روح را نشناسد، شهوت و غضب روح را نشناسد، چگونه می‎‏‏تواند خودش را تهذیب کند؟

ادامه مطلب …

از تعلیم حکمت تا تزکیه

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۶ام مهر ۱۳۹۰

قرائت زمینه برای تلاوت است، تلاوت مقدمه برای تعلیم حکمت است، تعلیم حکمت مقدمه برای تزکیه است. او هدف است. لذا در همه موارد ملاحظه می‎فرماید، در هیچ‎جا نفرمود قد افلح من قرأها، قد افلح من تلاها، قد افلح من عَلِمها او عَلِّمَها، فرمود «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها» آنکه به هدف رسید به فلاح رسید.

ادامه مطلب …

چرا شیطان با ما کاری ندارد؟

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۹ام مهر ۱۳۹۰

آن درس و بحثی که کاری به آدم ندارد، مزاحم آدم نیست، یعنی رشد انسان را تأمین نمی‎کند، خوب شیطان کاری هم با او ندارد. اما آن فکری که، آن درس و بحثی که انسان را به راه می‎اندازد، شیطان همه نیروها را بسیج می‎کند.

ادامه مطلب …

آنکه به حق تلاوت کند ایمان می‎آورد.

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۵ام مهر ۱۳۹۰

حق تلاوت با تدبّر آمیخته است. یک وقت انسان قرآن را تلاوت نمی‎کند، به عنوان یک کتاب دینی او را مقدس می‎شمارد، ولی تلاوت نمی‎کند. می‎گوید من که معنای او را نمی‎دانم چرا بخوانم؟ یک وقت می‎خواند ولی به این فکر نیست که از معنای او با خبر باشد. یک وقت می‎خواند و سعی می‎کند که از معنای او با خبر باشد، ولی دست از سنت‎های تقلیدی بر نمی‎دارد. یک تفکر عقلی ندارد که فقط گوش بدهد ببیند قرآن چه می‎گوید، بلکه می‎رود حرف‎های خود را بر قرآن تحمیل کند و همان خواسته‎های خود را از زبان قرآن بشنود. این‎ها حق تلاوت ندارند. یعنی تلاوت نمی‎کنند به حق تلاوت.

ادامه مطلب …

خدایا! چرا مرا کور محشور کردی؟

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۰ام مهر ۱۳۹۰

در دنیا یک کافر چشم داشت که نامحرم ببیند، گوش داشت که غیبت و آهنگ گوش بدهد، چشمی داشت که معصیت کند، گوشی داشت که معصیت کند. چشم و گوشی که با آن اطاعت کند فراهم نکرد. آیات الهی در دنیا پوشیده نبود ولی او ندید. کلام حق در دنیا مستور نبود، ولی او نشنید. در دنیا چشم دلش کور بود که حق را ببیند و گوش دلش هم کر بود که کلام حق را بشنود. پس در دنیا کافر نسبت به باطل بصیر و سمیع بود، نسبت به حق اعمی و اصمّ، این وضع کافر در دنیاست. همین وضع در قیامت منعکس می‎شود.

ادامه مطلب …


یادداشت‏‌های یک طلبه دارای حق کپی رایت می باشد .