آنچه پیش روی دارید، بخشی از سخنرانی امام خمینی(ره) به شرح زیر است:

زمان: ساعت ۳۰: ۶ بعد از ظهر ۲۱ مرداد ۱۳۵۹/ ۱ شوال ۱۴۰۰
مکان: تهران، حسینیه جماران‎
موضوع: توصیه براى حل مشکلات با روحیه مسالمت‎آمیز و تفاهم‎
مناسبت: عید سعید فطر
حضار: هاشمى رفسنجانى، اکبر (رئیس مجلس) و نمایندگان مجلس شوراى اسلامى‎
مرجع: صحیفه امام، جلد ‎۱۳، صفحه ۹۹

***

من معذرت مى‎خواهم که چند کلمه موعظه کنم شما را. شما محتاج به موعظه نیستید، لکن تذکر، برادرها، خودش یک امرى است. یکى از عذابهایى که در جهنم اهل جهنم به آن مبتلا هستند، «خِصامُ اهل النّار» (۱) است. و یکى از نعمتهایى که اهل بهشت متنعّمند؛ آن اخوانى که «اخْواناً عَلى‎ سُرُرٍ مُتَقابِلین» (۲)، آن برادرى و محبت که بین اهل بهشت است، یکى از نعمتهاى بزرگ خداست و آن خصامى که در جهنم است، یکى از عذابهایى است که بر اهل جهنم است که دائم توى سر هم مى‎زنند.

اهل معرفت مى‎گویند که هر چیزى که در بهشت و در جهنم ظهور پیدا مى‎کند سابقه ندارد، از خود آدم است. در روایت هم هست اینکه زمین بهشت و جهنم قاع (زمین صاف و هموار) است، هیچ چیز ندارد، صاف است. و در یک روایتى هم که سابقاً من دیدم- حالا نمى‎دانم تمام معنایش درست چه جورى است- این است که گاهى در بهشت یک اشخاصى، ملائکه اللَّه، مشغول یک بنا مى‎شدند و گاهى مى‎ایستادند. ظاهراً پیغمبر اکرم شاید در شب معراج این را ملاحظه فرمودند. سؤال کردند از جبرئیل که چراگاهى مى‎ایستند، گاهى کار مى‎کنند. عرض کرد که اینها اعمالى [است‎] که مردم مى‎کنند. مادامى که اشتغال دارند به عمل خیر، اینها مصالحشان محقق مى‎شود و مشغول بنا مى‎شوند. آن وقتى که آنها مشغول این کار نیستند آنها هم. در هر صورت، یک مسئله‎اى است این در پیش اهل معرفت که تمام چیزهایى که در جهنم و بهشت هست این از خود ماست. این طور نیست که خداى تبارک و تعالى یک آتشى تهیه کرده است که ما را بسوزاند، ما خودمان تهیه مى‎کنیم. در قرآن هم هست که اینها اعمال شماست که به خودتان رد مى‎شود.

ما مى‎توانیم خودمان را در این عالم راجع به این محکى که از دو تا آیه شریفه استفاده مى‎شود، بشناسیم که آیا اهل نار هستیم یا اهل بهشت. اگر کارهایمان روى خصام باشد- دشمنى- [اهل نار هستیم.] یک وقت این است که انسان در یک مسئله‎اى صحبت مى‎کند، مباحثه مى‎کند، خوب بین اهل علم و طلبه‎ها متعارف است که گاهى وقتها به فریاد مى‎کشد مطلب، به داد و قال مى‎کشد مطلب، لکن وقتى که مباحثه تمام شد، برادرند. بعد از مباحثه این طور نیست که این مباحثه اسباب دشمنى باشد. دو تا دوستند، دو تا رفیقند، سر یک مطلبى، مطالبى، او آن طرف مطلب را مى‎گیرد و او آن طرف مطلب [را] و اتفاقاً این یک ورزشى است که در بین طلبه‎ها هست و یک ورزش علمى است که قوى مى‎کند آنها را. در سایر طبقات شاید نیست این طور ورزش. اینها تا حد جنگ و دعوا با هم مقابل مى‎شوند.

مرحوم آقاى آسید احمد زنجانى- رَحِمَهُ اللَّه- نقل مى‎کردند که در روزنامه ملّا نصر الدین که قفقاز طبع مى‎شده، عکسى انداخته بوده از دو تا طلبه، دو تا اهل علم، یکى این طرف، یکى آن طرف نشسته و دعوا کرده‎اند، دندان یکى بیرون افتاده، کفش یکى هم بالاى سر آن یکى است. و او براى انتقاد از این طایفه این را نوشته بود، این را عکسبردارى کرده بود. او نمى‎دانست که در عین حالى که گاهى وقتها به این مسائل هم مى‎رسند، لکن به مجرّد اینکه مباحثه تمام مى‎شود، با هم مى‎نشینند، رفیق و با هم دوست و برادر [ند.]

ما اگر در مسائلى که پیش مى‎آید، در هر وضعى که باشد، البته مسائل زیاد الآن در مجلس طرح مى‎شود و شما بعدها هم مواجه هستید با مسائل زیادى که براى ملت است و هر کسى نظر دارد و هر کسى اجتهاد دارد، هر کسى باید مسائل را طرح بکند و بگوید، اما همان طورى که طلبه‎ها مسائل را مى‎گویند، که منتهى به این نشود که حالا که من مخالف با شما هستم در نظر و شما مخالف من هستید در نظر این منتهى به این بشود که نه، ما دو تا خصم و دو تا دشمن با هم هستیم. اگر این طور باشد که واقعاً- خداى نخواسته- روى خصام باشد، باید ما خودمان را بشناسیم به اینکه ما اهل ناریم. براى اینکه خصام اینجا آن خصام را مى‎آورد.

چنانچه ایمان در کار باشد، برادرى در کار باشد و با برادرى و حسن نیت [و] رفاقت مسائل طرح بشود، همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتى جایز نیست که یک چیزى را بفهمند و نگویند. باید وقتى مى‎فهمند، اظهار کنند. این موافق هر که باشد، باشد؛ مخالف هر که هم باشد، باشد؛ براى اینکه شما وکیل مردم هستید، امین مردم هستید. امین و وکیل باید مسائلى که طرح مى‎شود آن مقدارى که مى‎تواند و مى‎فهمد اظهار کند، لکن به طور خصومت، به طور تنازع و خصومت نباشد، هر چه بتوانند آرامتر، لکن حالا صدا هم بلند شد، باشد. اما آن صدایى که از طلبه‎ها توى مدرسه بلند مى‎شود، دنبالش هیچ ابداً اثرى از خصومت نیست. دو تا رفیق، دو تا دوست هستند سر یک مسئله علمى کار به آنجایى مى‎رسد که این فریاد سر او مى‎زند، او فریاد سر این مى‎زند، لکن به مجرّد اینکه مباحثه تمام شد، همان دو تا برادرند که بودند؛ همان دو تا دوستند که بودند. هیچ ابداً دیگر دنباله ندارد که آن مطالب را او گفته، این مطلب را ما.

[ما] با هم برادریم، مطالب با هم دعوا دارند. مسائل که طرح مى‎شوند، آن مسائل با هم اختلاف دارند. آنهایى که مسائل را طرح مى‎کنند، مسائلشان باید با هم اختلاف داشته باشد، نه خودشان. خودشان دوست، رفیق و برادر، ولى مسائل را باید طرح بکنند و اشکال دارند، بکنند و طرح بکنند مسائلى که روى مصالح اسلام است، روى مصالح کشور است و آن مقدارى که مى‎توانند بررسى بکنند و آن مقدارى که قدرت دارند نظر بدهند، لکن بعد از اینکه مجلس تمام شد، همان طورى که بعد [از] اینکه مباحثه طلبه‎ها تمام شد، مى‎نشینند با هم چاى مى‎خورند و رفیق و دوست هستند، آنها هم همین طور باشند.

لازم نیست که انسان وقتى که در یک مطلبى مخالف یک کس دیگرى است، دشمن او هم باشد. همه مسلمان، همه مؤمن، همه اهل این کشور و همه مصلحت این کشور را مى‎خواهید و ما و شما هم مصلحت اسلام را مى‎خواهیم و هم مصلحت این اشخاصى که در دار الاسلام زندگى مى‎کنند و تحت لواى اسلام هستند، از نمایندگانى که سایر اقلیتها هستند و مصالح آنها [را مى‎خواهیم‎]. اسلام اقتضاى این را مى‎کند که مصالح همه در نظر گرفته بشود و على السواء هم در نظر گرفته بشود. همه اهل این مملکت هستند، حق دارند در این مملکت و شما هم وکلاى این مملکت هستید و مى‎خواهید خدمت بکنید. هر یکى‎تان وکیل همه هستید و هر یکى‎تان باید مصالح همه مملکت را در نظر بگیرید.

بنا بر این، بهترین مباحثه‎ها همین مباحثه برادرهاست با هم که [در] کارهایشان، اگر اختلافى هم دارند، [با] برادرى حل مى‎کنند، نه به طور خصمانه.

***

۱- اشاره به آیه ۶۴ سوره ص: «انَّ ذلِکَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ اهْلِ النّار»؛ ( اى اهل ایمان بدانید که) این منازعه و دشمنى اهل دوزخ حتمى است‎.

۲- سوره حجر، آیه ۴۷: «وَ نَزَعْنا ما فى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ اخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلینَ»؛ و ما آیینه دلهاى پاک آنها را از کدورت کینه و حسد و هر خلق ناپسند، بکلى پاک و پاکیزه سازیم تا همه با هم برادر و دوستدار هم شوند و روبروى یکدیگر بر تخت عزّت بنشینند.

***

متن کامل و فایل صوتی این سخنرانی را می‎توانید در پایگاه اینترنتی «روح‎الله» بیابید.








ما با هم برادریم، مطالب با هم اختلاف دارند!‎
(از اینجا دریافت کنید)