علم الهی و اختیار بندگان

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۸م فروردین ۱۳۹۱
علم هم از صفت ذات است، هم صفت فعل؛ هم علم فعلی برای حق است، هم علم ذاتی. آن علمی که برای حق است و عین ذات است «عالم اذ لا معلوم»، آن علم ذاتی است که خدای سبحان به جمیع أشیا قبل از آفرینش دارد بعد از آفرینش هم آن علم، علی ما هو علیه است. اما این علمی که در بسیاری از موارد قرآن کریم آمده است: ﴿لنعلم أی الحزبین أحصی﴾ یا ﴿نعلم المجاهدین منکم و الصابرین﴾ و امثال ذلک، اینها علوم فعلیه‌اند.

ادامه مطلب …

خداوند بالاتر از سِرّ را هم می‌داند.

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۰م فروردین ۱۳۹۱
نه تنها آنچه را که انسان انجام می‌دهد خدا می‌داند، بلکه آنچه را که در نهان دارد و عمل نکرد خدا می‌داند و آنچه که در نهان‌خانه نهانِ قلبی انسان است و بر خود انسان مخفی است و انسان خودش را توجیه می‌کند و از آن خطیئات و تباهی‌های درونی بی‌خبر است، آن را هم خدای سبحان می‌داند.

ادامه مطلب …

مسلمان بمیرید!

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۸م فروردین ۱۳۹۱

ایمان اگر مستودع باشد با فشار مرگ گرفته می‌شود. این‌ طور نیست که فشار مرگ نظیر فشارهای بیماری‌های دیگر باشد که قابل تحمل باشد. چون اگر قابل تحمّل باشد که روح بدن را رها نمی‌کند. پس اگر تمام اعضای بدن انسان را تکه تکه کنند، دردش همانند مرگ نیست، نمی‌شود آن را توصیف کرد. اگر قابل تحمل بود بدن را روح ترک نمی‌کرد. پس فشار و طامّه موت آن چنان دردناک است که قابل تحمل نیست، چون قابل تحمل نیست انسان تسلیم می‌شود. خب آن فشار که نمی‌گذارد برای انسان عقیده بماند، اگر عقیده مستقر نباشد، ملکه نباشد، نمی‌ماند.

ادامه مطلب …

عقل چراغ است، راه نیست.

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۸م اسفند ۱۳۹۰
عقل نورافکن بسیار قوی و خوبی است، اما هرگز انسان با نورافکن به مقصد نمی‎رسد. انسان وقتی به مقصد می‎رسد که با یک دست نورافکن قوی داشته باشد و با یک دست دیگر آن صراط مستقیم را که نورافکن راهنمایی کرد تمسک کند. این عقل که چراغ است برای اینکه راه را به انسان نشان بدهد. پس عقل چراغ است راه نیست.

ادامه مطلب …

یعلّمکم مّا لم تکونوا تعلمون

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۲م اسفند ۱۳۹۰

یعنی خدای سبحان که شما را به کتاب و حکمت عالم می‎کند، چیزی یادتان می‎دهد که شما نمی‎توانید یاد بگیرید. نه در گذشته نمی‎دانستید، بلکه اگر هم کتاب و حکمت نمی‎آمد، شما آن نبودید که یاد بگیرید. یک وقت می‎فرماید به اینکه ما چیزهایی را به شما یاد دادیم که قبلا نمی‎دانستید.

ادامه مطلب …

اصلا تا تزکیه نباشد تعلیم نیست!

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۷م اسفند ۱۳۹۰

تزکیه غیر از تدریس اخلاق است. یک وقت کسی درس فقه می‎گوید، یک وقت درس اخلاق می‎گوید، این تعلیم فقه و اخلاق است نه تزکیه. یک وقت عملا این‎ها را وادار می‎کند به وارستگی. فرمود از این‎ها زکات بگیر این‎ها را پاک کن. از این‎ها صدقات واجبه را دریافت کن این‎ها را تطهیر کن.

ادامه مطلب …

توحید حق، سر آغاز حکمت است.

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۱۰م اسفند ۱۳۹۰

فرمود به شما حکمت می‎دهیم. این حکمت چیست؟ خدای سبحان وقتی دنیا را معرفی می‎کند، به همه مزایایی که در دنیا هست می‎فرماید «مَتَاعُ الدَّنْیَا قَلِیلٌ»(النساء ۷۷)، اندک است. بعد وقتی سخن از حکمت به میان می‎آید می‎فرماید به اینکه «یُؤتِی الْحِکْمَةَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ»(البقره ۲۶۹) که همه این‎ها با فعل مجهول ذکر می‎شود، یعنی این چنین نیست که کسی درس بخواند حکیم بشود. حکمت را باید خدا بدهد.

ادامه مطلب …

تزکیه، مقدمه معرفت الهی

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۷م بهمن ۱۳۹۰

پس هر تزکیه‎‏‏ای مقدم بر تعلیم است. اما خیلی از چیزهاست که به وسیله تزکیه نصیب انسان می‎‏‏شود، آن دیگر علمی نیست که در کتاب‎‏‏ها و با گفتن‎‏‏ها و با شنیدن‎‏‏ها نصیب انسان بشود. اگر فرمود «إِنْ تَتَّقُوا الله یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»(الأنفال ۲۹) یعنی اگر شما وارسته باشید یک سلسله علومی که فارق بین حق و باطل است به شما مرحمت می‎‏‏کنیم، روی این جهت است. آن علم محصول تزکیه است، این تزکیه حاصل شجره علم است، آن علم خیلی بهتر از این است، چون اساس، علم است.

ادامه مطلب …

تعلیم کتاب و حکمت، مقدمه تزکیه

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۹م دی ۱۳۹۰

انسان تا نداند که وارستگی نیست! خیلی از اموری که انسان نمی‎‏‏داند که از کجا وسوسه می‎‏‏شود و از کجا دارد تیر می‎‏‏خورد تا خودش را تهذیب کند. تا انسان حلال و حرام خدا را نداند، تا واجب و مستحب و مکروه را نداند، تا روح را نشناسد، قوای روح را نشناسد، سود و زیان روح را نشناسد، شهوت و غضب روح را نشناسد، چگونه می‎‏‏تواند خودش را تهذیب کند؟

ادامه مطلب …

از تعلیم حکمت تا تزکیه

ارسال شده توسط محمدمهدی همتی در ۲۶م مهر ۱۳۹۰

قرائت زمینه برای تلاوت است، تلاوت مقدمه برای تعلیم حکمت است، تعلیم حکمت مقدمه برای تزکیه است. او هدف است. لذا در همه موارد ملاحظه می‎فرماید، در هیچ‎جا نفرمود قد افلح من قرأها، قد افلح من تلاها، قد افلح من عَلِمها او عَلِّمَها، فرمود «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها» آنکه به هدف رسید به فلاح رسید.

ادامه مطلب …


یادداشت‏‌های یک طلبه دارای حق کپی رایت می باشد .